با همه ی لحن خوش آوایی ام ، در به در کوچه ی تنهایی ام
ای دو سه تا کوچه ز ما دور تر، نغمه ی تو از همه پر شور تر
کاش که این فاصله را کم کنی ، محنت این قافله را کم کنی
کاش که همسایه ی ما می شدی ، مایه آسایه ی ما می شدی
هر که به دیدار تو نایل شود ، یک شبه حلال مسایل شود
دوش مرا حال خوشی دست داد ، سینه ی ما را عطشی دست داد
نام تو بردم لبم آتش گرفت ، شعله به دامان سیاوش گرفت
نام تو آرامه ی جان من است ، نامه ی تو خط امان من است
ای نگهت خواستگه آفتاب ، بر من ظلمت زده یک شب بتاب
پرده برانداز به چشم ترم ، تا بتوانم به رخت بنگرم
ای نفست یار و مددکار ما ، کی و کجا وعده ی دیدار ما...
نوشته شده توسط دیوونه زنجیری در سه شنبه ششم شهریور 1386 ساعت 23:32 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

نمیدونم ...دیوونه بودم یا دیوونه شدم ...اما خوشحالم متولد ماه مهر ماه عشق دیوونس...نمیدونم ...قرمز رنگ مورد علاقمه ...یا رنگ زندگیم...اما هر چی هست اینو می دونم ...روزگارم بد نیس..مادری دارم بهتر از برگ درخت..دوستانی بهتر از اب روان...وبرادران و خواهری بهتر از هرچی بگم...عاشق ار یام...دون خوان و زرتشت ...شعر و هوا...
از طرف دیونه زنجیری.....
فهرست اصلی
نویسندگان
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
script language='JavaScript' type='text/javascript' src='http://kharidani.com/wb/showbanner.php?
uname=divoneye-zanjiri&bID=12'