با همه ی  لحن خوش آوایی ام ، در به در کوچه ی تنهایی ام

ای دو سه تا کوچه ز ما دور تر، نغمه ی  تو از همه پر شور تر

کاش که این فاصله را کم کنی ، محنت این قافله را کم کنی

کاش که همسایه ی  ما می شدی ، مایه آسایه ی  ما می شدی

هر که به دیدار تو نایل شود ، یک شبه حلال مسایل شود

دوش مرا حال خوشی دست داد ، سینه ی ما را عطشی دست داد

نام تو بردم لبم آتش گرفت ، شعله به دامان سیاوش گرفت

نام تو آرامه ی جان من است ، نامه ی تو خط امان من است

ای نگهت خواستگه آفتاب ، بر من ظلمت زده یک شب بتاب

پرده برانداز به چشم ترم ، تا بتوانم به رخت بنگرم

ای نفست یار و مددکار ما ، کی و کجا وعده ی دیدار ما...

 


 

نوشته شده توسط دیوونه زنجیری در سه شنبه ششم شهریور 1386 ساعت 23:32 موضوع | لینک ثابت