تبليغاتX
من آخرین سوته دلم

من آخرین سوته دلم

برای گلدون دستات یه سبد رازقی دارم ..... بهترین قلب و تو دنیا واسه دیوونگی دارم

پایان نامه...

سلام....

اصولا خراب کردن رو خیلی ناز بلدیم....

چی رو خراب کردیم....

یه جشن تاریخی رو...

یه جشنی که مطمئن باشید اگه مال یه کشور دیگه بود با شکوه برگزار میشد...

نه نیازی به اماده باش اتش نشانی ها بود...

نه دخالت پلیس...

فقط یه برنامه ریزی میخواد...

کی گفته این همون جشن زیبای زرتشته....

به خدا زرتشت هم از این همه صدای عجیب حالش بهم میخورد...

کو فالگوش وایسادن...

قاشق زنی...

و...

این چارشنبه سوری ما ایرانیاس؟؟؟؟!!!؟؟؟

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 و این هم اخرش...

۳۶۵روز دیگه گذشت ...

تا دوباره یه سال از عمر ما بره...

در کل میشه گفت سال بدی نبود...

اما همیشه میگم میشد که بهتر باشه...

سال ۸۶ هم پر بود از خاطره...

تلخ و شیرینش مهم نیس ...مهم اینه که گذشت...

و امیدوارم سال ۸۷ سالی پر از خوبی و خوشی...

موفقیت...پیروزی...و سر سبزی باشه واستون....

راستی یه چیزی...

تموم ارزوهاتون رو که میخواین سال جدید بهشون برسین رو

 رو کاغذ بنویسید و لای کتاب حافظ بذارید...

اخر سال ببینید چی میشه...

عید همه مبارک...دعا یادتون نره...

خداحافظ ۱۳۸۶

 


 

نوشته شده توسط دیوونه زنجیری در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 ساعت 10:2 موضوع | لینک ثابت


دوباره ها

سلام....

این روزا(روزایی که گذشت) تولد بود...

تولد  دیوونه زنجیری...البته وب دیوونه...

و اینکه فکر میکنم ۲ساله شدم...

و این برای منی که از بزرگ شدن فرار میکنم عالیه...

 


 

نوشته شده توسط دیوونه زنجیری در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 ساعت 16:47 موضوع | لینک ثابت


حریم خصوصی

سلام...بچه ها...

باید اول حمایتم رو از وبلاگ نسل خاموش اعلام کنم...

دلیل هک شدن وب رو نمیدونم...

اما یه چیز خیلی روشنه...تجاوز.!!!

 


رحلت حضرت رسول ...

شهادت امام حسن مجتبی...

و شهادت غریب الغربا...امام رضا...

همگی تسلیت...

و یه گله...چرا امام حسین فقط تو ۱۰روز اول محرم خلاصه میشه...

 

 


و اینکه بگم دلم پره فریاده...

پر غم ...پر از خالی...شدن.

کلی دلتنگم...

واسه بچگیهایی که داره رنگ می بازه...و من نمیخوام.

واسه ستاره شمردنای وقت خواب...

..........

و برای ازادی ...

 


 

نوشته شده توسط دیوونه زنجیری در شنبه هجدهم اسفند 1386 ساعت 23:53 موضوع | لینک ثابت


پایان سر در گمی

سلام....خوب خدا رو شکر...

بالاخره تموم شد....

نتیجش دیگه زیاد مهم نبود.فقط تموم بشه....

علی دائی مربی تیم ملی شد...

تا دوباره ستاره سوزی نکنیم...

امیدوارم مثل دوران بازیگریش بتونه بهترین باشه...


 

نوشته شده توسط دیوونه زنجیری در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 ساعت 17:48 موضوع | لینک ثابت


رژه

سلام....

این روز شمار انتخابات مثل رژه رفتن میمونه....

اره مثل رژه رفتن رو مخ تعطیل ما....

تازه اگه تا چند روز دیگه شعر قشنگ :

من رای میدهم...تو رای میدهی...و....همگی بیاین رای بدن شروع نشه...

حالا با این رد صلاحیت شده ها سوژه داریم حسابی...

مثلا...

عموی یکی از بچه ها رد صلا حیت شده ...

تا تکون میخوره میگیم ساکت عمو رد صلاحیت شده...!

و در بین این نامزد های خوب رد صلاحیت نشده!ما هم بی نصیب نیستیم

دختر خاله مادرم نامزد شده!!!!!!!!!!!

تا اونجا که من میشناسمش...انقد دلسوزه که فکر کنم دلش یه هفتهای جزغاله شه تو مجلس...

اگه حال رای دادن داشتید...به ناهید فهیمی رضایی رای بدید...

(گناه داره...صفلی)

 


 

نوشته شده توسط دیوونه زنجیری در سه شنبه هفتم اسفند 1386 ساعت 22:59 موضوع | لینک ثابت


انتخابات

سلام...با نزدیک شدن به انتخابات چند وقتی فکر کنم سوژه فراوونه.....

اینم بگم که اقای خامنه ای میگن:

کسی که مجلس رو برای نام نان و منافع خودش بخواد به درد مردم نمیخوره!!!

شما نظرتون چیه؟

جمله قشنگیه...اما ...


 

نوشته شده توسط دیوونه زنجیری در پنجشنبه دوم اسفند 1386 ساعت 19:15 موضوع | لینک ثابت